تبليغاتX
شمارش معکوس با انگشتان مرگ

شمارش معکوس با انگشتان مرگ

ارائه آخرین سروده های کاف.شین

  
 
 
 
 

 

 پیامکی برای عید غدیر 

در ساحل غدیر جهان طفل مکتب است 

عیدی که پاگشائی انوار در شب است 

در فتنه های آخر وقت و زمان غدیر 

حلـّـال مشکلات جهان معذب است

+ نوشته شده در 88/09/14ساعت 20 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )


 

وقتی که دنیا این قدر افسرده باشد

شیداترین یارم کنارم مرده باشد

 

وقتی که هر گلدان که می بینم گلش نیست

یا داخلش یک غنچه پژمرده باشد

 

وقتی که از هر باد می پرسم بگوید

شاید یکی دیگر دلت را برده باشد

 

وقتی روانکاو و پزشک و شیخ و عامی

هذیان بگوید کاملا افسرده باشد

 

کافیست شهری این طرفها بوده باشی

تا کافشین شعر از بهار آورده باشد

 

تا باز تسکین یابد این زخم تبرها

بر سينه ام مهر ولايت خورده باشد

 

                                                         صندوق  نظر و یادداشت

 

+ نوشته شده در 88/09/10ساعت 19 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )


 

 

 
 

 

می برند حاجیان برای خدا چارپایی به رسم قربانی

یاد آن ساعتی که ابراهیم ز پسر میگذشت عرفانی

 

تو ز احساس  یک پدر ای دوست در چنین لحظه ای چه میدانی

عشق آنجا چقدر جدّی بود و خدا بود و یار و مهمانی

 

 و منا هم نفس نفس میزد و صفا کرده  بود طوفانی

ای تمام وجود ابراهیم تو تو هستی  فقط تو جانانی

 

گوئیا هر چه بر رگش میزد خنجرش کند بود میدانی

سنگها میشکست با خنجر کآمدش آن ندای رحمانی

 

گوسفندی گرفت و قربان کرد جای شیرین پسر به آسانی

شاید آنجا چنین به او فرمود کردگار کرشمه پنهانی

 

صبر کن عاشقانه ابراهیم تا ز نسلت بیاید آن فانی

هر چه دارد به عشق خواهد داد عشق و پروانگی و عریانی

 

و تمام پیمبران رفتند به تماشای آن سرافشانی

سعیشان عاشقانه برپا شد چه منایی و عید قربانی

 

صندوق  نظر و یادداشت

+ نوشته شده در 88/09/06ساعت 19 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )


 

با سلام و درود به پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم و عرض ارادت به خدمت آن رهبر فرزانه و مراد عالمان دین آخرین سروده ام را با عنوان سیاست چیست که برگ زردیست تهفه درویش تفدیم حضورتون می کنم :


به شه گفتم سیاست چیست دانی

بگفتا ، ( قدر دانی این جوانی )

 

سیاست داشتن یعنی که امروز

همان فرداست در دیبای دیروز

 

سیاست چیست او را نیز دیدن

هوای عاشقی را برگزیدن

 

سیاست چیست یعنی تیز هوشی

که در دستت نگه داری تو گوشی

 

سیاست چیست از کام دو روزه

گذشتن با نماز و کار و روزه

 

سیاست چیست یعنی رند بودن

دمی در روم یک دم هند بودن

 

سیاست چیست یعنی با زرنگی

بهشتی میخری با مین جنگی

 

سیاست چیست یعنی با ذکاوت

کنی راحت دلت از هر عداوت

 

سیاست چیست یعنی شاه بودن

ولــــــی در ( بـنـده الله بـــــودن )

 

سیاست چیست یعنی با وکالت

بیفتی باز دنبال عدالت

 

سیاست نیست این مردم فریبی

و آخر سر تماما بی نصیبی

 

سیاست چیست فرزندی خدائی

برای روزهــای بــی دوائــی

 

سیاست نیست با هر خودنمائی

شــوی آماج دشنام هوائی

 

سیاست نیست بر کرسی نشستن

برایش جام فردا را شکستن

 

سیاست را علی آموزگار است

نگو دین راست با مردم چه کار است

 

بخواهی یا نخواهی در میانی

مگر روزی که خود در آن جهانی


سیاست نامه ها تا فجر موعود
فقط باشد رهی بن بست و مسدود

بیا مهدی جهانی کن صدایت
بیا ما را ببر تا بی نهایت

بیا آزاد کن اندیشه ها را
سیاسی کن تمام پیشه ها را


بیا و راز عالـم برمـــلا کن
بگوید کافشین آمین دعا کن

 

صندوق  نظر و یادداشت

+ نوشته شده در 88/09/05ساعت 11 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )


 


شعری برای جنایات عربسان و آمریکا در شمال یمن

 

 

 دوباره وقت حج شد دوباره پر تردد 

دوباره خون و لابد دوباره خود پرستی 

دوباره باز ابامکر دوباره آل سفیان  

دوباره مکر و عصیان دوباره قتل و پستی 

 

 

دوباره خودپرستان و ارتداد مستان  

دوباره اهل کوفه ذلیل حکم پستان

 دوباره نانجیبی چه قصه عجیبی  

دوباره حب دنیا دوباره بت پرستی 

   

 

اویس های مجنون ،جنون و آتش و خون  

دوباره کرده هامون خطر قبیله هون 

 دوباره بی قرارند در انتظار یارند

 یمانیان عاشق هنروران هستی 

 

 


  

 

درج شده در وبگاه http://yemen.blogsky.com

صندوق  نظر و یادداشت

+ نوشته شده در 88/08/26ساعت 12 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )



بر قوم هزار دف شرف دارد بید

در رقص و جنون خود هدف دارد بید

 

 سر خم نکند به هر صدائی که رسد

صد ساحل راز با علف دارد بید

 



::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در 88/08/11ساعت 19 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )


 

 هشتاد و هشت هشت هشت است

هشتم امام عاشقان آمد، شوی مست

 

تبریک بر یزدان بر این عبد خدائی

تبریک بـر پــیغمبـران آشــنـائی

..............


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در 88/08/07ساعت 16 توسط کریم شاهزاده ( کافشین ) |



یک کاسه خواب ریخت به روی کتاب و مشق
یک استکان ترانه برایت شکسته بود

خوابم کنار پنجره افتاده مثل سنگ
از بس که بال بخت من از اوج خسته بود


یک ذره هم تخیل من پا به ماه شد
از بس که با بهانه فردا نشته بود


امروز جای جام تو خمیازه می کشم
دیشب به روی من در میخانه بسته بود


یادش به خیر انجمن شاعران خواب
خرما نداده رفت کلاسی که هسته بود

ای کاش کفتر نَفَس شعر کافشین
این بند خواب را ز خیالش گسسته بود

+ نوشته شده در 88/08/06ساعت 9 توسط کریم شاهزاده ( کافشین ) |


در این دنیای  وارونه دلم یک برکه غم دارد

که یک دریا خطا دنیا ، که یک دنیا ستم دارد

 

بلای خانمان سوزی است آب و آتش دنیا

بلا نسبت ! فقط عاشق ! در این دریا بلم دارد !

 

طنین اره برقی ها هزاران برگ را سوزاند

کنون هر بی هنر کاغذ و هر بی بر قلم دارد

 

شجر شد سبز شد جلبک و بعد از مرگ پروانه

هزاران ادعا بلبل به بانگ زیر و بم دارد

 

جهان و جام جم در دست ضحاک است و اهریمن

می خونبار می ریزد  به هر جامی که کم دارد

 

 تن قصاب شد تندیس آزادی !! نمی دانم برای چه

برای ایـن کــه شــــاید او ســـر آزاده هــم دارد !

 

برای کافشین اینجا سوال بی جوابی هست

که کی از راه می آید بهاری که علم دارد

 

یادداشتهای شما 

+ نوشته شده در 88/07/26ساعت 23 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )



فرعونیان را هتک الاقصی مبارک                                    خوابیدگان را خفت فردا مبارک

باشد سعود از دره های بت پرستی                                    عبدالهبل های یهودا را مبارک

قتل علیُّ و محسن و ام حسن ها                                    بر شیعیان بی تبرا ( ما ) مبارک

شد قبله گاه اول اسلام تسخیر                                    بر سبز پوشان وطن دارا مبارک

این افتضاح نامسلمانان مغرور                                    بر مدعی های دروغ آرا مبارک

عکس از taghribnews تقریب نیوز

 

+ نوشته شده در 88/07/16ساعت 0 توسط کریم شاهزاده ( کافشین ) |


 

گر به تن رخت آهنت باشد همچو روئین تنان تنت باشد

خود فریبی مکن که خودکُشی است لکه ننگ دامنت باشد

 

این دغل نغمه دموکراسی راست گویم که چپ شد از لاسی
نیست در قید و بند قانونی نسخه اهل سلطنت باشد

 

کاخ ضحاک مار دوش و شما ؟ فتنه یک وطن فروش و شما ؟!

در چنین نهضتی یقین دارم خون صد کاوه گردنت باشد!

 

ای عوامی که سبز می پوشی شیر خر از گراز می دوشی

سبز کردی کلاه استادی این سر ساده دشمنت باشد

 

 خلق را اینچنین که می خواهی اینچنین بی حساب و آگاهی 

یکزمان می شود شوی مهمان میزبان خصم میهنت باشد

 

پس بیا تا طلوع آزادی یک سحر عاشقانه اشک بریز

تا شود شر فتنه ها کوتاه ،کافشین - وقت مردنت باشد

+ نوشته شده در 88/07/14ساعت 1 توسط کریم شاهزاده ( کافشین ) |


سلام

نوشته های ادبی کافشین(کاف شین) رو در این وبلاگ ببینید
تقدیم به محضر استاد ادب علیرضا پناهیان (ختم الله عاقبته بالخیر)


یک کاسه خواب ریخت به روی کتاب مشق
یک استکان ترانه برایت شکسته بود

خوابم کنار پنجره افتاده مثل سنگ
از بس که بال بخت من از اوج خسته بود


یک ذره هم تخیل من پا به ماه شد
از بس که با بهانه فردا نشته بود


امروز جای جام تو خمیازه می کشم
دیشب به روی من در میخانه بسته بود


یادش به خیر انجمن شاعران خواب
خرما نداده رفت کلاسی که هسته بود

ای کاش کفتر نَفَس شعر کافشین
این بند خواب را ز خیالش گسسته بود



=====================
چنگيز ميزند دم از آزادي بيان
خونريز ميزند دم از آزادي زنان
-----------
فرياد ميزنم چو كشند از سرم زبان
لعنت به اين حقوق بشر اين كُشندگان
-----------
شيطان براي فتنه ز من مي كند دفاع
تا با برادرم كندم دشمن اي فغان

گر بشكند تمامي دندان هاي من
فرياد ميزنم ز دو انگشت ناتوان

نفرین بر اين حماقت بي رحم وبي امان
نفرین به جاهلان هوادار اين سگان

==============
نوشته بودی عاشقی
و عاشقی و مبتلا

و عکس ابرویت رسید
به دست من به دست ما

نوشته بودی از دلت
که گلستان آرزوست

نوشته بودی از لبت
که سرخ لاله ای نکوست

نوشته بودی از بهار
و برف سرد روزگار

اگر تو چشم داشتی
چه لاله ها سیاه شد

اگر تو عاشقی بمیر
جفا بسی به ماه شد

ز کودک درون خود دگر نگو تباه شد

نگو ! بگو چه گفته ای ز مرگ تلخ غنچه ها؟!

تو مهربان نمیشوی
مگر بسوزی از نگاه

به عقل طعنه میزدی
دم از جنون چرا زدی

که فکر میکنی به خود
و کفش های راه راه

هنوز اگر نمرده ای
و باز دل سپرده ای

بسی ز عشق گفته ای
قسم به ماه خورد ای

بیا و غزه را ببین
فقط به خاطر خدا
فقط خدا فقط خدا


HOME
E-Mail
:BAHAR20:


LinkDump

طـــراح قـــالــب
مقاله های نحیف
ننگ بر ما که به اسم شیعه ...
صفحه برخی از نظرات من ( از فروردین تا آبان 88)
گر چه شب فراق پدر در می آورد
وهابیان ای نوکران بت پرستی
خودش را عجب در دلم جا زده
به بغض چکاوک نفس می دهی سلام مرا نیز پس می دهی
ای تکسوار لحظه های عاشقانه
گرچه سروده ها همه اش عاشقانه نیست
برای کودکان غزه- نوشته بودی عاشقی
اگرچه عشق دفن شد به پای روزمره گی
غزل خداحافظ
باران سروده های تو را خیس می کن
دل به دریا زده دریا امشب
با تو من با لهجه يك خواب صحبت ميكنم
و منا هم نفس نفس میزد و صفا کرده بود طوفانی
پز خرپولی و روشن فکری
بیت الحرام ماه محرم ز ره رسید
سقای تو به دست همه آب می دهد بوی غریبی گل مهتاب می دهد
برترین ابیات حافظ - حرف الف
×××/پیوند دوستان/×××
كلبه فرهنگي حسين اكبري نودهي
سنگ دلتنگ
شيطون بلا
آقا رضای گل varcoly1
قرن15
آقا سعید کرمانشاهی
حالا
آرشیو پیوندهای روزانه


Archives

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386


Categories

نسل نو غزل
طنز
شعر ترکی
دوبیتی
مباحث ادبی
شعر کودک و نوجوان
مدح و مرثیه معصومین
شعر سیاسی
اشعار بزرگان
سایر مطالب


Authors

کریم شاهزاده ( کافشین )

یک آشنا


Links

***/*همین کوچه*/***
نیره کاشی ( گنجشک پر )
علیرضا قزوه ( عشق علیه السلام )
یمن ( نسل کشی شیعه )
قرن 15 به بلاگفا بازگشت
ميانبر وبلاگهاي قرن 15
آئينه وبلاگهاي قبلي كافشينK.BLOGSKY
اشعار كافشين در بلاگ اسكاي
آئينه قرن15 در بلاگ اسكاي
دكتر رحيمي
آئينه قرن15 در پرشين بلاگ
1 منتظر
ياداشتهاي يك نامسلمان
تمیشهر (تیمورلو ؟)
دنیای وارونه
***/*پیوندهای دیگر - پیوندهای دیگر*/***
شهيد
اتحاد و انسجام اسلامي
مرتضی (آيا مي خواهيد متحول شويد
دفتر بسيج طلاب آ. شرقي
سرود بودن من (انتظار موعود)
دفاع از عقاید شیعه و نمایش شمه ای چهره کریه وهابیت
آهسته سوختن
/**/شاید این جمعه بیاید شاید/**/
دفترچه اشعار آقا مهدی
فرشته محبت
*/عطر گل یاس/*
یاسهای سفید
اسلام و قرآن
شرهانی
تا نیمروز
نسيم ظهور
اس ام اس مذهبي
عطر گل یاس
VARCOLY1 آقا رضا
قرآن دوست
اشک و لبخند ( امین )



Design by : Bahar-20

<2d3124a684cd4fa5> <9628c9724985467f> <1220ebdde8a347ce><-PostTitle-> <10db0cc983d04324><-PostContent-> <6d00c9e5346f4cb1><-PostLink-> <49db9932760343f3><-PostLink->