تبليغاتX

                                                       بسم الله الرّحمن الرّحیم                                              

    شعر ترکی     مدح و مرثیه معصومین    شعر سیاسی     نسل نو غزل   اشعار بزرگان    مباحث ادبی 

صدای پای سحر
 

اگر چه بر دل عاشق فشار می آید

ولی دگر به سر این شام تار می آید

 

در آن کرانه آشوب ها سواری هست

ببین ببین که به چشمم غبار می آید

 

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 22 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )



قسمت اول


روزگاری نه چندان دور انسان بزرگی به نام علی در خانه خدا متولد شد تا خدا گونه بودن را به همه بیاموزد تا

السلام علیک یا رسول الله
السلام علیک یا علی ابن ابی طالب
السلام علیک یا فاطمة الصدیقه
السلام علیک یا ابامحمد یا حسن ابن علی
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک بنفسی انتم فزتم و فاز من معکم

یالیتی کنت معکم فافوز فوزا عظیما

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و معدن العلم و رحمة الله و برکاته

مهربانی خدا عدالت خدا غیرت خدا و پاکی خداوندی را انعکاس دهد

او پرچم عدالتی را بر دست گرفت که خداوند بر کفش نهاده بود عدالت در پرستش خدا و شریک قرار ندادن به او بود عدالت در تقسیم مساوی بیت المال بود عدالت در تقسیم عادلانه مهربانی ها و عنایات بود

 

 عدالت زخمی بود زخمی به چرکینی بنی امیه و به عمق جای خالی رسول خدا زخمی کبود با پهلوئی شکسته عدالت یک کلمه بیشتر نبود  اما هر روز چند زخم بر پیکر بی رمقش افزوده می شد نخل های باغ عدالت دیگر ثمر خود را بر دامن ظالمین و قاسطین می ریختند فلک بر مدار مراد سفلگان می گشت و فدک در هجمه طوفانهای فتنه خشک می شد تا روزگاری مردمان از ظلم به ستوه آیند و سایه ای از عدل بر سر بی سامانیهایشان طلبند

 

عدالت آمد و نشست  فرزند ابامکر برشتری به سرخی فتنه سوار شد و به انتقام آنکه خود کشته بود در برابر کلمه ای پهلو شکسته و زخم خورده ایستاد کلمه همچنان ایستاده بود و با نقطه هائی معدود و سردرگم به پیش می رفت نقطه ها یک به یک سیاه می شدند و کلمه از کنار آن نقطه ها بلند می شد در شام کاغذی مچاله و متروک مانده بود با نقطه هائی سیاه و چرم هائی شبیه کاغذ تا به وقتش سوراخ کنند و بر سر نیزه کنند

 

کلمه شمشیر کشیده خود را محکم نگه داشته بود تا بیشتر از این زخم نخورد بساط کلمه بر پارچه ای پاره و پوسیده بود که از هر سو می دوخت از سو دیگر پاره میشد آه کلمه بلند بود اینبار دیگر باید فرق خود را سپر می کرد کلمه به سجده ای بی نهایت رفته بود

 

کلمه را فرزندانی به نام حسن و حسین بود که همان زخم ها را بر پیکر داشتند حسن فرصتی برای نشستن نداشت ناله ها کلمه را به ستوه می آورد اما دیگر نقطه ای نمانده بود تا سیاه شود نه از عمار خبری بود و نه از مالک نقطه های سیاه همه جای کاغذ را گرفته بود و فرزند عدالت همان کلمه زخمی اما پهلو دریده و فرق شکافته اکنون باید سوزی را در درون تجربه می کرد شوکرانی که قطره قطره جگر کلمه را می درید تا کلمه آخرین قطره ها بنوشد ولی اینبار دختر ابامکر به افتادن کلمه راضی نشد کلمه باید تیرباران می شد 

                                                                                صندوق  نظر و یادداشت

  درج شده در 

DAD.IRANBLOG.IR

+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 22 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )

 
 *       یک غزل    *    

                  

قربان تو كه نام تو را ميــتوان شنيــد

اين شور را به حد طلب ميتوان چشيد 

 

تو از تبار غربت زيبــاي احمدي

تو پاره دل گل گلها محمدي 

 

گويا علي به جاي دلت راه مي رود

چاهي نمانده است و پي چاه ميرود 

 

نور نگاه فاطمه در چشمهاي توست

چون نسل فاطمه همه در كربلاي توست 

 

تنهائي قشنگ تو ميراث مجتبي است

هم كربلا و جنگ تو ميراث مجتبي است 

 

قربان تو كه نام تو نور است يا حسين

رمز شب و دعاي ظهور است يا حسين 

 

سجاد تو نمايش جانبازي خداست

عرفان كلام اوست شهيد گل فناست 

 

سقاي تو به دست جهان آب مي دهد

بوي غريبي گل مهتاب مي دهد 

 

آن زينبت نماد صبوري انبياست

در اكبرت طراوت زيباي اولياست 

 

از قاسم برادرت الماس شرمگين

زو لفظ عشق و كلمه احساس شرمگين 

 

انصار تو مفسر آيات اعظم اند

تاج فرشتگان خداي محرم اند

 

دیماه ۸۶  (با جابجائی چند حرف)

                   صندوق  نظر و یادداشت

 

  قافله عشق در سفر تاریخ

روایت فاجعه سال ۶۱ هجری از زبان ( شهید آوینی )


 آخرین شعر سیاسی منو در رابطه با دشمنان مردم و  ولایت ببینید                 

http://kafshin.blogfa.com/page/green.aspx


 *  اپیدمی شرمندگی *  

محرم رسید
و همه چیز تمام شد

اینک تصویر زیباترین فاجعه آفرینش


هر که باشیم دیگر نمی توانیم سرمان را بالا بگیریم
از اراذل و اوباش گرفته تا نخبه و عالم و زاهد زن و مرد شیعه و سنی با دین و بی دین مسلمان و مسیحی شاعر و لال پیر و جوان

ببینید زیباترین فاجعه آفرینش را

و چه سرشکستگی سنگینی چه مصیبت عجیبی  و چه مصیبت زیبائی

بنگرید به زیباترین فاجعه آفرینش


السلام علیک یا رسول الله
السلام علیک یا علی ابن ابی طالب
السلام علیک یا فاطمة الصدیقه
السلام علیک یا ابامحمد یا حسن ابن علی
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک بنفسی انتم فزتم و فاز من معکم

یالیتی کنت معکم فافوز فوزا عظیما
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

          ثبت نهائی سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۸


 

پست قبلی :

شهیدی که اولین بار شعرمو چاپ کرد

صندوق  نظر و یادداشت

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 21 توسط کریم شاهزاده ( کافشین )

 

 هشتاد و هشت هشت هشت است

هشتم امام عاشقان آمد، شوی مست

صدای پای سحر 

تبریک بر یزدان بر این عبد خدائی

تبریک بـر پــیغمبـران آشــنـائی

..............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 16 توسط کریم شاهزاده ( کافشین ) |

 

 

طوفان گرفته بود، کلاهی نمانده است

خرمن به باد رفته و کاهی نمانده است

 

بی تو مچاله ایم در آوار روزگار

یا پرشکسته ایم و پناهی نمانده است

 

از بس کشیده ایم غم دوری تو را

در جعبه ها مداد سیاهی نمانده است

 

 

از کاف و شین که کفتر شیدای کوچه هاست

دیشب شنیده کوه که چاهی نمانده استصدای پای سحر

 

این جاده ها که خیس و کبودند شاهدند

تا ساحل ظهور تو راهی نمانده است

پست مجدد ( همزمان با افزایش سیل و طوفان و بلایای طبیعی و مصنوعی)

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 18 توسط کریم شاهزاده ( کافشین ) |

 

 

از چشم و گوشم لذت دریا گرفتند

دزدان دریاها به ساحل پا گرفتند

 

این خودنمایان با صدای بی حیائی

آزادی از ذهن و دل دنیا گرفتند

 

نای نفس هم نیست ما را درشگفتم

 این نعره ها را از کجا اعدا گرفتند

 

خوبان شب شعر دل شیدائیت را

در کوچه های خاطرات ما گرفتند

 صدای پای سحر

جان ،چون گل و دل ،چون گلاب! ،این فطرتم بود

از من مرا در مسلخ سرما گرفتند

 

چیزی نماند از من به جز دلواپسی ها

تا لرزه ها در جان من مأوا گرفتند

 

از کافشین تنها دعای ساده ای ماند

کاش از ره آید آنچه از دنیا گرفتند

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 1 توسط کریم شاهزاده ( کافشین ) |

» <-PostTitle->

 
Google PageRank Checker