اي تكسوار لحظه هاي عاشقانه
اي زينت آئينه هاي بي بهانه
در جان پاكت كربلايي زهر خورده
تشنه ترين جانباز طوف هفتگانه
بيت الحرام حرمتت در عرش برپاست
اي آبروي مسجد و محراب و خانه
تنها تورا بيمارها بيمار خواندند
فرياد از ظلم نهاني زمانه
حك كرده بر كتفت جوال نان و خرما
بيمار را ره نيست بر رزم شبانه
ما را به اسرار صحيفه ره ندادي
ورنه زشعرم چوب در مي زد جوانه
خاك مزارتان هميشه آفتاب است
چار آفتاب بيكران و بي كرانه
مدح شما ها در سكوت شاعران است
وقتي به پايان مي رسد شعر و ترانه
سروده شده در
۱۳/۱/۱۴۲۸ هجری قمری شیعی (امسال)







