نفهمیدم چرا اینجایم ای دوست
|
نگاه تو کجا و کوری ما نگاه یار را می پایم ای دوست
تو می راندی تمام جاده ها را کجا بودم کجا فردایم ای دوست
من بیمار را یاری نمانده اگر چه در لب دریایم ای دوست
نمی بینم تورا از بس شلوغ است بیا در خلوت رویایم ای دوست |
|
|
||||||||

دارد حظور ناب تو یک خواب
میشود
یا
یک کتاب سری و نایاب میشود
وقتی تو نیستی همه حتی ترانه ی-
-
دریا وبال گردن مهتاب میشود
من
مانده ام در این شب معکوس سرد و تار
اصلا چرا کلام خدا قـاب
میشــــود
در
عصر عینک و کرِم ضد آفتاب
آئینه تو از چه سبب باب میشود
می
آیی ای فروغ گل نازنین صبح
اینجا تمام راه تو بی تاب میشود
|
لينک دوستان |
|
|