عنوان فرعی : نگاه بورسی به بانک = اقتصاد بیمار
بله آقا اگر درست حرکت کنیم بانکهای ما هم تأمین میشوند هم غیر دولتی می شوند هم وام می دهند و هم بهره نمی گیرند هم می توانند سود غیر معین و مضاربه ای و مضارعه ای شرعی بدهند و هم پشتیبان قدرتمندی برای اقتصاد ملی می شوند
مسأله ساده تر از اینهاست که یک بچه پنجم ابتدائی نفهمد : چرا فقط عده بسیار کمی از سپرده گذاران (بخوانید وام دهنده گان خرد) آنهم برای مدت کوتاه و با بهره آنهم بهره های بالا موفق به دریافت وام از بانکها می شوند
ابتدا بیائیم و صورت مسأله را کاملا روشن کنیم :
اصلا چرا سهام بانکها فروخته می شود و چه انتظاری از بانک هست که با عرضه سهام آنها در بورس برآورده میشود
آیا رئیس جمهور محبوبمان به خاطر دارند که قبل از آغاز به کار دولت نهم وعده صفر شده سود بانکها را داده بودند ؟!
آیا ایشان خسته و درمانده شده اند یا عقیده شان عوض شده است و در هر دو حالت چرا ؟
اشتباه نکنید نویسنده طرفدار دولت بوده و هست اما یک طرفدار منتقد که انتقادش از همه مخالفین قوی تر و منطقی تر است !
سوال ما این است آیا تصور نمی فرمائید در چنین شرایطی نزول خواری برای سرمایه داران از تولید بسیار به صرفه تر است ؟!
توضیح بیشتر اینکه در چنین شرایطی به دو صورت رباخواری رشد می کند :
1 رباخواران می توانند به صورت مستقیم با توجه به سختی وام گرفتن و بهره بالاتر با بهره کمتر یا اقلا با شرایط آسانتر از بانک پول اجاره بدهند!
2 رباخواران می توانند به شکل قانونی و در سایه بانک و یا به عنوان بانک خصوصی و خرید سهام بانک به این کار بپردازند !
آیا هیچگاه دقت کرده بودید که در کشورهای توسعه یافته از نظر اقتصادی نرخ بهره های
بانکی نزدیک به صفر است و همیشه در کشورهای اسلامی این طرح فقط به خاطر مذهبی بودن رد شده و بررسی نشده است ؟!
البته ممکن است عده ای از عزیزان بفرمایند که چرا سراغ بانکهای ورشکسته کشورهای بزرگ می رویم و چرا نباید خودمان الگوی مناسبی ارائه کنیم در مقام پاسخ باید گفت بحران موجود در این بانکها مربوط به بحران جهانی بوده و آنها در نتیجه بحران اقتصادی در کشورهای متبوعشان به یک چنین وضعی دچار شده اند و تنها طرح غیر مذهبی موفق برای بانکداری همین روش شبه مذهبی بوده است
راه حل :
سوال بزرگی که هست این است که مگر می شود؟ آن وقت اگر بانک بهره نگیرد چطور سرپا می ایستد آنوقت لابد دیگر نمی تواند وام بدهد اما پاسخ ساده است بسیار ساده :
اگر بانکها موسسات غیر دولتی وابسته به یک یا چند شرکت بزرگ خصوصی باشند که در طرح های زیر بنائی مانند کشاورزی و صنعت در حال فعالیت هستند به آسانی می تواند حتی بدون اخذ کارمزد خدمات بانکی ارائه داده و بطور مستقیم شرکتهای تولیدی متبوعش را تأمین اعتبار کرده و به صورت غیر مستقیم اعتبار مورد نیاز خود را نیز تأمین کنند؟
باز جای سوال هست که آیا در چنین شرایطی اگر شرکتهای متبوع ورشکسته شوند بانک چه می کند و آیا استقلال بانکها بهتر نیست ؟! باید بگوئیم این به اصطلاح استقلال هم برای اقتصاد ملی و هم برای خود بانکها بسیار کمر شکن و نابود کننده تمام میشود چون امکان ورشکستگی برای بانک مستقل هم هست و این جدائی کمکی برای کمتر شدن ریسک سرمایه موجود در بانک نمی کند اما رباخواری و رکود و دود شدن سرمایه های مردم را به صورت خرد در دراز مدت تضمین می کند