دفترچه اشعار کاف شین

با کلک کردی سیاهم ، رنگ میخواهی چه کار؟
از تو ویرانیم ، دفع جنگ میخواهی چه کار ؟


من دو تا عکس آنطرفتر در خودم خواهم شکست
اینهمه در سینه‌ی خود سنگ میخواهی چه کار؟


بر تنم پیراهنی صد تکه از برچسب‌هاست
بیش از این در داستانها انگ میخواهی چه کار؟


با درخت دشمنی دست مدارا داده‌ای
خنجری در پشت سر در چنگ میخواهی چه کار؟


کرده ای یک عمر خوش رقصی برای اجنبی
باز راحت رقص کن آهنگ میخواهی چه کار؟


من فریب چشمهایت را نَشُسته خورده‌ام
ساده ام اینقدر من، نیرنگ میخواهی چه کار ؟


شعرهای کاف‌شین را در جهان تکثیر کن
یک وزارتخانه‌ی فرهنگ میخواهی چه کار؟

💔با غمش هر بار من هم گریه کردم بیشتر

میشود این درد در من باز هر دم بیشتر

قصه یاس کبودی که پس از دیوار وُ در

باز هم می‌گفت من دورت بگردم بیشتر

قصه اش آتش فشان خلقت است اما شده

قهرمان داستان آه سردم بیشتر

آتش نمرود آن شب بر در حیدر نشست

کعبه شد بتخانه بار دیگر، عالم بیشتر

قصه را خاموش می کردم که پهلویش شکست

آن شب قدری که بود از عرش اعظم بیشتر

کریم شاهزاده رحیمی 🍂

کاف‌شین 🍂