دفترچه اشعار کاف شین


✨ بی پـیـرمغان قافیه را باخته بودیم
از کف قَدح مِهر ِمَه اَنداخته بودیم

با باد صبا بی خبر از هم، متلاشی
پر پر شدن پرچم ِ افراخته بودیم

در کنج خرابات به بی عاری و مستی
در چنگ عقابان جهان فاخته بودیم

با شدت هر ثانیه صد کشته وُ مجروح
یک مرکز مرگ از خودمان ساخته بودیم

مانند بدن نه ، همه اجزای مُـــجــزّا
ما بی خبر از هم همه تک یاخته بودیم

صد شکر خدا را که چنین راه‌ـبری هست
تا قله‌ی خورشید ِ فرج تاخته بودیم

کاف‌شین ✨